تبلیغات
خاطره سه حرفی های من - یه معرفی


 سلام .

 

 با اینکه دفعه اولم نیست وبلاگ مینویسم ولی نمیدونم چطوری باید شروع کنم .

 

 اینجا رو درست کردم واسه حرفهای خودم . بهتر بگم یه دفتر خاطرات واسه ثبت خاطره های


  خوب ، بد ، روزهای گذشته ، حال حتی آینده .

 

 اینجا با خونه قبلیم خیلی فرق داره . خونه قبلیم فقط شعر مینوشتم و می نوسم و با


 بعضی آهنگ ها. ولی نمی دونم چطور شد که تصمیم گرفتم یه خونه دیگه درست کنم .

 

 وقتی در یک  شب ِ ماه ِ گرم و سه حرفی تابستان به دنیا اومدم همه خوشحال از دنیا اومدنم


 و من با گریه به این دنیا پا گذاشتم و منتظر روزهایی شدم که پیش رو خواهم داشت.


 روزها ، ماه ها ، تولد ها ....

 

 همون موقع هم با سه حرفی ها آشنا شدم : شب ِ " گرم ِ تیر " ماه .

 

 وقتی داشتم بزرگ میشدم و دنیای کودکانه خودمو حس میکردم ، هر روز مجبور میشدم


 همراه مادرم به مدرسه برم و دوران کودکیمو اونجا سپری کنم و دختری تنها که تک فرزند


 خونواده بود و هست !

 

 تا اینکه داشتم بزرگ میشدم و دوران مدرسه شروع شده بود و مرحله به مرحله زندگیمو داشتم


  سپری می کردم . اواخر دبیرستان بود که با خیلی مسایل آشنا شدم.


خیلی مسائل قبل از اون دوران واسم بی معنی بود. ولی اون موقع هم مرحله ای شد که با


  سه حرفی های جدید " عشق – مرگ – پسر – س.ک.س – درس " آشنا شدم و


  دوران دانشگاه رو شروع کردم . نمیشه گفت دوران بدی بود و هست نه ! ولی واسه


 هر کسی یه آهنگی داره . واسه من آهنگی جز سه حرفیهای


 " درد – زجر – غصه – قلب – اشک " چیزی نداشت. دختری که از هیچ کدوم از این


 مسائل خوشش نمیومد و واسش بی معنی بود ، دلش اسیر شده بود .

 

 الانم یه ترم از درسم مونده و امیدوارم هرچه زودتر تموم شه .

 

 این یه قسمت کوچیکی از حرفهای درونیم بود. نمیدونم چند وقت به چند وقت آپ کنم.


  هرچند وب قبلیمو خیلی دیر به دیر آپ میکنم ولی اینجا میخوام بیام و بنویسم. نمی خوام


  کسی بگه اینم داره با حرفهاش وقت میگذرونه یا ازین حرفها .

 

 من توی وب قبلیم خیلی دوست داشتم . دوست دارم اینجا هم دوست های خوبی پیدا کنم.


امیدوارم شما ها هم کمکم کنید تا یه دفترچه خاطرات خوبی بتونم ثبت کنم ....





موضوعات مرتبط : خاطرات من،


تاریخ : سه شنبه 2 شهریور 1389 | 23:00 | نویسنده : دخترک | چند حرفی های شما